ف ی ل م

از نگاه یک بینندهء عام

پرواز آرزوها

بالا (UP)

کارگردان : پیت داکتر
نویسنده : باب پیترسون ، پیت داکتر
صداپیشگان : ادوارد اسنر (کارل) ، جردن ناکائی (راسل) ، کریستوفر پلامر (مانتز) ، باب پیترسون (داگ)

ژانر : انیمیشن ، خانوادگی ، ماجرایی ، کمدی
محصول سال : 2009

تگ لاین : ...

به دوش کشیدن آرزوی دوران کودکی در تمام عمر، دفن کردن معشوق به همراه آرزوهایش، تنهایی و تلاش برای ثابت کردن حقیقتی که همه دروغ خطابش می کنند، بسیار وحشتناک و غم انگیز است. به جز در حالتی که " بالا " باشد !!!! .

به جرات می توان پیکسار را پیشرو در صنعت انیمیشن حال حاضر دنیا دانست.  جدا از این، پیت داکتر (کارگردان UP) هم قبلا خود را با کارگردانی و نویسندگی شرکت هیولاها (Monsters Inc) و داستان نویسی Wall - E و داستان اسباب بازی 1 و 2 (Toy Story) ، بعنوان یکی از چهره های تاثیر گذار انیمیشن معرفی نموده است.

مانند اکثر انیمیشن های مطرح، شخصیتهای این کارتون نیز بر اساس صداپیشگانشان ترسیم شده اند . کارل (با صدای ادوارد اسنر ، با همان چهره و مهربانی و همان اخم !) پیرمردی 78 ساله که تمام عمر خود را به همراه همسرش الی در خانه ای دوست داشتنی عاشقانه زیسته است، همسرش را از دست می دهد . شما صدای الی بزرگسال را نمی شنوید. کودکی او توسط الی داکتر اجرا شده است و جالب اینجاست که شما صدای کودکی کارل را نیز نمی شنوید!. می توان دیدگاه فمینیستی به این موضوع داشت که دختران با شر و شور دوران نوجوانی خود و داشتن آرزوهای بزرگ، اسیر شرایطی می شوند که در اصل مردان بر آنها تحمیل نموده اند.  الی و همینطور کارل دوران کودکی خود را به عشق بزرگ شدن و سفر به نقطه ای از آمریکای جنوبی (واقع در ونزوئلا) به اسم آبشار پردیس سپری می کنند. این آرزو از پیگیری سفرهای افسانه ای مردی به اسم مانتز (با صدا و صد البته چهرهء کریستوفر پلامر) به این سرزمین ناشی می شود . همین هدف مشترک باعث می شود که این دو کودک کاملا متفاوت مسیر مشترک و زندگی مشترک را انتخاب کنند. فصل آغازین فیلم با نمایش ازدواج این دو نفر، درگیری آنها با زندگی و مشکلشان برای داشتن فرزند همراه است. اما در تمامی این صحنه ها بزرگترین و قوی ترین چیزی که به چشم می آید عشق پاک و خالصانه و دوست داشتنی آنهاست. شما تلاش آنها را برای پس انداز تا رسیدن به آرزوی دوران کودکی را می بینید . اما این پس انداز صرف امور روزمره زندگی می شود تا آنجا که کم کم آرزو فراموش می شود. الی از دنیا می رود و کارل تنها می ماند . تنهایی و غربت کارل به زیبایی، با بیدار شدن و صبحانه خوردنش ، قفلهای متعدد درب و ساختمان سازی در اطراف خانه اش نمایش داده شده است. کارل تصمیم می گیرد رویای خود و همسرش را تحقق بخشد. خود و خانه اش را به هزاران بادکنک رنگی می سپارد و به همراه آرزوهایش پرواز می کند و " بالا " می رود.

در این سفر تصادفا کودکی به اسم راسل (با صدای جردن ناگائی) با او همراه می شود . بر خلاف همیشه اینبار کودک داستان ما باهوش تر از آدم بزرگها نیست ، بلکه به اندازه کافی هم خنگ است!!!. کودکی با آرزویی تقریبا پیش پا افتاده یعنی گرفتن یک نشان برای کمک به افراد کهن سال. شاید بتوان این را نیز کنایه ای به نسل جدید دانست که نسل قدیم با رویاها و بلند پروازیهای خود اکنون در این موقعیت قرار دارند!.  وای بحال شما که آرزویتان تنها آویختن یک نشان ساده به لباستان است!!.

کارل به هدف خود ، داشتن خانه ای در کنار آبشار پردیس می رسد. اما وارد شدن سگی سخنگو به اسم داگ (با صدا و چهرهء باب پیترسون) و پرنده ای عجیب و غریب به داستان مسیر آن به سمتی دیگر منحرف می شود. به گذشته برگردیم!. گفتیم که کارل و الی در کودکی عاشق سفرهای فردی به اسم مانتز بودند. مانتز در بازگشت از آبشار پردیس استخوانهای موجود عجیبی (که البته بعدا می فهمیم همان پرنده بزرگ است) را بهمراه خود می آورد. دانشمندان این استخوانها را جعلی می دانند و همین باعث ترد مانتز که بعنوان قهرمانی برای همه شناخته شده بود می شود. او برای اثبات خودش به آبشار پردیس باز می گردد تا بتواند نمونهء زنده آن موجود را پیدا کند. شاید بتوان بیش از داستان عشق و آرزوی کارل ، انزوا و تلاش مانتز را غم انگیز دانست. تنهایی تا حدی که مجبور به ساخت دستگاهی برای بخشیدن توانایی تکلم به سگها شوی تا تنهایی ات را پر کنی!. تلاش برای اثبات خود به افرادی که بعد از گذشت چندین سال کاملا تورا فراموش کرده اند واقعا غم انگیز است. 

در تقابل کارل با قهرمان دوران کودکی اش، کارل پیروز می شود و می تواند آن پرندهء غول پیکر را نجات دهد. او خانه اش را در آسمان رها می کند و به همراه راسل و داگ به شهرش باز می گردد . خانه نیز راه خود را در آسمان پیدا می کند و به کنار آبشار پردیس می رسد. زیبا ترین و تاثیر گذار ترین صحنهء فیلم (البته از دیدگاه من) آنجاست که کارل بر روی صندلی خود، در خانه اش در کنار آبشار نشسته است و با حسرت به دفتر الی نگاه می کند. اون نمی دانست که در تمام این سالها الی کامل کردن دفتر را ادامه داده است. او عکسهای خود در کنار الی را می بیند که در ادامهء آرزویش برای سفر به آبشار در دفتر چسبانده شده است. اینجاست که حس کشتن آرزوهای الی در کارل با اشکی از بین می رود و لبخندی به نشانهء دلتنگی بر چهره اش می نشیند.

این انیمیشن عالی ست!. تمام تعاریف و تمجیدهایی که از آن تا کنون شده کاملا برازنده و حق اوست . کارگردانی داکتر درست مانند شرکت هیولاها کم ایراد است . با وجود آنکه این فیلم به صورت سه بعدی نیز عرضه شده است ، اما بیشتر منتقدین دیدن نسخهء دو بعدی آنرا بدلیل وضوع و شفافیت رنگها پیشنهاد می کنند. به همین دلیل به تمام دوستانی که تا کنون تنها نسخهء هندی کم این فیلم را دیده اند پیشنهاد می کنم که نسخهء DVD آنرا از دست ندهند .

بد نیست بدانید که :

1 - این فیلم اولین انیمیشن و اولین فیلم سه بعدی است که برای افتتاح فستیوال کن نمایش داده شده است.

2 - با وجود شباهت زیاد چهرهء کارل به ادوارد اسنر ، برای رسیدن به این چهره از حالات و صورت اسپنسر تریسی و والتر متئو نیز استفاده شده است.

3 - باب پیترسون (صدای داگ) دستیار کارگردان فیلم و الی داکتر (کودکی الی) دختر کارگردان است . همچنین اکثر صداهای کوین (پرنده غول پیکر) نیز توسط خود کارگردان اجرا شده است .

4 - در ژوئن سال 2009 ، کالبی کرتین ، دختر بچهء ده ساله ای که آخرین مراحل پیشرفت سرطان (Vascular Cancer) را سپری می کرد ، آخرین آرزویش را زنده ماندن و دیدن کارتون "بالا" عنوان نمود. پزشکان زنده ماندن او را تا زمان تکثیر DVD کارتون بعید می دانستند و از طرفی کالبی توانایی جسمانی کافی برای رفتن به سینما را نداشت. یکی از بستگان آنها با پیکسار تماس می گیرد و ماجرا را تعریف می کند. پیکسار نسخه ای اختصاصی بهمراه کالاهای تبلیغاتی فیلم را برای کالبی ارسال می کند. کالبی بدلیل شدت بیماری نمی توانست چمشانش را باز کند و فیلم را ببیند. مادرش لحظه به لحظه فیلم را برای او تعریف کرد و کالبی در ذهنش به کمک صدای فیلم آنرا تصویر نمود ... هفت ساعت پس از آن کالبی کرتین بر اثر بیماری جان باخت.

5 - در پایگاه اطلاعاتی اینترنتی فیلم (IMDb) این فیلم موفق شده است از نگاه مردم سرتاسر جهان در جایگاه 48 در برترین فیلمهای تاریخ سینما قرار بگیرد . در این فهرست در حال حاضر فیلم شماره 47 تاوان مضاعف (Double Indemnity) محصول 1944 و در رتبه 49 (M) محصول سال 1931 قرار گرفته است . این فهرست داینامیک بوده و هر لحظه در حال بروزرسانی است .

  
نویسنده : بردیا.ب ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸
تگ ها : up ، animation ، adventure ، comedy

بعضی در ها هیچ وقت نباید باز شوند!!

کورلاین (Coraline)

کارگردان: هنری سلیک
نویسنده:
نمایشنامه از هنری سلیک بر اساس کتابی از نیل گایمن
گویندگان: داکوتا فنینگ، تری هچر، جنیفر ساندرز

ژانر: انیمیشن، حادثه ای، خانوادگی، فانتزی
محصول سال: 2009

تگ لاین: مواظب باش که چه آرزویی می کنی!

کیه که بتونه در برابر وسوسه گشتن و کشف کردن سوراخ سنبه های یه خونه 150 ساله قدیمی مقاومت کنه؟ مخصوصاً اگه یه دختربچه شجاع و کنجکاو باشه که پدر و مادرش وقت زیادی براش ندارند و برادر و خواهری هم نداره که از تنهایی درش بیارن و از هم بازی های سابقش هم دور شده و به جایی پا گذاشته که همیشه بارونیه و همه چیزش ملال آور و خسته کننده است. اینجاست که مجبوره هر جور شده یه راهی برای سرگرم کردن خودش پیدا کنه و خوب چه راهی بهتر از همسو کردن تخیلاتش با رمز و راز هایی که تو دل یک خونه قدیمی منتظر کشف شدن هستند.

در تاریخ سینما، سازندگان فیلم ها و انیمیشن های موفق، به درستی و زیرکی توانسته اند از تاثیری که در بر روی انسان دارد بهره مند شوند. همه دوست دارند بدانند که پشت هر دری چه چیزی مخفیه. گرچه در زندگی روزمره مخصوصا بعد از پشت سر گذاشتن دوران کودکی اون حس رازگونه خودش رو از دست داده ولی خدا رو شکر دنیای سینما هنوز هم  با سخاوت تمام درهایی که در ورای آن ها دنیاهای عجیب و جدید و مرموز انتظارمان را می کشند را به ما هدیه می دهد.

در انیمیشن کورلاین هم دری وجود دارد که اگر دخترک بازیگوش و دوست داشتنی ما جسارت گشودن و گذشتن از آن را به خود راه دهد، با سیلی از حوادث جذاب و باورنکردنی روبرو خواهیم شد.

در آخر باید گفت از آنجا که از شگرد های فیلم هایی از این دست، استفاده از موارد تاثیر گذار بر ضمیر ناخودآگاه بیینده است؛ وجود یک گربه سیاه، یک عروسک دست ساز خبرچین، دو پیرزن فالگیر و آب و هوایی سرد و مه گرفته و خاکستری ضروری به نظر می رسد که خوشبختانه این موارد هم در فیلم رعایت شده و دیگر بهانه ای برای ندیدن این انیمیشن زیبا و خلاقانه باقی نمی ماند.

بد نیست بدانید که:

1. این انیمیشن 100 دقیقه ای بلندترین انیمیشن  ساخته شده با تکنیک فریم به فریم (stop-motion) است.

2. هنری سلیک همچنین انیمیشن کابوس قبل از کریسمس (The Nightmare Before Christmas ) را نیز در سال 1993 کارگردانی کرده است.

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤
تگ ها : coraline ، animation ، adventure ، fantasy

قهرمانان نمی میرند

 

شگفت انگیزها (The Incredibles)

کارگردان: بِرد برد (Brad Bird)
نویسنده: بِرد برد (Brad Bird)
گویندگان: کرگ نلسون، هولی هانتر، ساموئل جکسون، جیسون لی

ژانر: انیمیشن، حادثه ای، کمدی، خانوادگی
محصول سال: 2004

تگ لاین: افتخار آفرینی مستلزم جسارت است.

همه ما، حداقل در رویاهای کودکیمان آرزوی داشتن یک نیروی خارق العاده مثل زور خیلی زیاد یا توانایی پرواز کردن و یا انجام سایر کارهای محیرالعقول را در خیالاتمان دوره می کردیم و در همان حال چنین می پنداشتیم که داشتن چنین نیرویی یک زندگی بی نقص را برایمان رقم خواهد زد. انیمیشن شگفت انگیزها این رویای ما را بر پرده سینما عینیت می بخشد.
شرکت دیسنی و پیکسار در ششمین همکاری مشترک خود خانواده ای را خلق کرده اند که هر کدام از افرادش نیرویی شگفت انگیز دارد و این نیروی شگفت انگیز مسئولیت ها و همچنین دردسرهایی برایشان به همراه دارد. دردسر هایی که جامعه برای هضم انسان های غیر عادی دارد و مسئولیت هایی که یک انسان غیرعادی در برابر انسان های عادی جامعه در خود احساس می کند. همان جامعه ای که از درک او به عنوان یک قهرمان عاجزند. تلاش قهرمانان این داستان برای معمولی زندگی کردن، تلاش یک انسان غیرعادی برای عادی بودن، گرجه ستودنی ولی ناموفق و خنده دار است.
صحنه های اکشن جذاب و نفس گیر دست به دست کمدی شیرین و دلپذیر فیلم می دهند تا بیننده را در تمام مدت محکم به صندلیش بچسباند.
این انیمیشن به فارسی هم دوبله شده است که در آن از لهجه های مختلف برای توصیف کاراکترها به بهترین شکل استفاده شده است و دیالوگ ها چنان هوشمندانه دوبله شده اند که گویی از همان ابتدا به فارسی گفته شده اند.

شگفت انگیزها در مراسم اسکار سال 2005 دو تندیس اسکار رو به خودش اختصاص داد که یکی از آنها جازه بهترین انیمیشن سال بود.

بد نیست بدانید که:

1. بیشتر داستان در شهری به اسم متروویل اتفاق می افتد. اسم این شهر ترکیبی از دو اسم متروپلیس و اسمال ویل است که به ترتیب محل زندگی و محل بزرگ شدن سوپرمن هستند.
2. در طول مدت فیلم 35 انفجار، 189 بار فشار دادن دکمه و 640 شلیک تفنگ اتفاق می افتد.

 

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸
تگ ها : the incredibles ، animation ، adventure ، comedy